حميد احمدى

103

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

پس از مشاهده اين برخوردهاى خشن و فتنه‌گرى خوارج بر آن مىشود تا با آنان مقابله كند ، از اين رو ابتدا با ارسال نامه‌اى از آنان مىخواهد كه از آشوب و تفرقه دست بردارند و به مردم بپيوندند ، ولى سران خوارج همان سخن پيشين را تكرار كردند . بعد از اطمينان امام عليه السلام از تسليم‌ناپذيرى خوارج ، با چهارده هزار سپاه به آنان روى آورد ؛ در حالى كه در صفوف خوارج كمتر از دو هزار نفر باقى مانده بود . « 1 » جنگ و درگيرى بين دو سپاه درگرفت و در مدتى كوتاه جمعيت خوارج رو به زوال نهاد و جز اندكى همه كشته و يا دستگير شدند . حضور جريان نفاق در ميان خوارج ، از پديده‌هاى در خور تأمل است ؛ جريانى كه با سودجستن از كوته‌بينى و ساده‌انديشى عده‌اى ، خود را در ميان آنها براى ايجاد آشوب و اختلاف و در نهايت تضعيف دولت اسلامى و امامت پنهان ساخته بود . امام عليه السلام درباره درك و توانمندى خويش در مقابله با اين جريان پيچيده و فتنه‌انگيز - كه ظاهرى ديندار و باطنى تهى از معنويت و معرفت اسلامى داشت - مىفرمايد : چشم اين فتنه را من در آوردم ؛ غير از من احدى جرئت چنين كارى را نداشت ، پس از آنكه موج درياى تاريكى و شبهه‌ناكى آن بالا گرفته بود و « هارى » آن فزونى يافته بود . « 2 » نبايد جنگ نهروان را پايان ماجراى خوارج تلقى كرد . خوارج منشأ پيدايى جريانى است كه در دوران بعد و با ديدگاه افراطى خود ، درگيرىها و ترورها و جنگ‌هايى را باعث شد كه تا دو سه قرن ادامه يافت . آنان در حوادثى همانند نبرد امام حسن عليه السلام با معاويه ، واقعه خونين كربلا ، نهضت عباسيان عليه امويان و در بسيارى از درگيرهاى مذهبى و سياسى ، نقش مؤثرى داشتند . سياست معاويه عليه حكومت اسلامى پس از پايان جنگ نهروان ، امام عليه السلام كوشيد تا عراقيان را براى مقابله با تجاوزات شام بسيج كند ، اما درگيرهاى داخلى و فتنه نهروان ، سرخوردگى حاصل از كوتاهىهاى سپاهيان در صفين و سرنوشت نافرجام حكميت ، جملگى سبب شده بود كه ترديد و تزلزل در ميان عراقيان راه يابد . سخنان و نصايح امام عليه السلام براى بسيج و ساماندهى در مقابله با شاميان ، با استقبالى شايسته مواجه

--> ( 1 ) . احمد بن يحيى بلاذرى ، انساب الاشراف ، به كوشش محمد حميدالله ، ج 2 ، ص 371 . ( 2 ) . گردآورنده محمد بن حسين ( سيد رضى ) ، نهج‌البلاغه ، ترجمه سيدجعفر شهيدى ، خطبه 92 .